خانه / اخبار / سرت را که بریدند گودالهای خون فواره کشید از عمق یاس زمین

سرت را که بریدند گودالهای خون فواره کشید از عمق یاس زمین

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای مدافع حرم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از هنرما؛ متن این شعر به شرح ذیل است:

دنیا به خودش بار دگر می بالد
و آسمان آبی تر از همیشه
به خورشید اشاره می کند
و ابرها زلال می گریند
و شرمندگی ماه و ستارگان در برابر حضور تو پیداست
کبوترانه اسیر شدی
بار دیگر
بار دیگر
سکوت شام و اسیران نورانی اش تداعی ذهنهای درمانده شد
سرت را که بریدند گودالهای خون فواره کشید از عمق یاس زمین
و بار دیگر
صحرای جنون خیز کربلا فریاد کشید حماسه ی غرورت را …
کبوترانه پر کشیدی
حرم تنها به خاطره ات می بالد
و حوض های پر از ماهیان عاشق، عشق را فریاد می زنند
و صلابت تو در ایستادگی تو خلاصه نشد تاریخ هم در اوراق کهنه ی خودش ثبت خواهد کرد صلابت تو را
اسیر شدی
سرت را بردیدند
و تو عاشق پرکشیدن به سوی نور بودی
آسمانها حریم ابدی توست
ستاره ها خاموشند
ولی میدانند که تو مدافع حرم عشق بودی
و شهید نام زنده ای در اوج کهکشانهای تاریخ است
خوشا به حال کبوترانی
که مدافع حرم شدند
و در کوچه های آبی عشق محترم شدند
و قاصد سپید
از کبوتر عاشق نامه خواهد داشت
بر پنجره های بخار آلوده بنویسید
راه سبزتان ادامه خواهد داشت

درباره basir

حتما ببینید

تقصیر خودش بوده!

برگشتم به حاج سعید گفتم: «آخه من چطور این بدن ارباً اربا رو شناسایی کنم؟» …