حواشی خواندنی حضور دکتر جلیلی در مراسم بزرگداشت و منزل شهید حججی/ منم باید برم، آره برم سرم بره…

علی شمشادی- رجانیوز: وقتی وارد  نجف آباد می شویم  اولین چیزی که توجهمان را جلب می کند بنرها و پوسترهای شهید حججی است، کسی که این روزها تصاویرش جهانی شده و نام «نجف آباد» را هم بر سر زبان ها انداخته. در نجف آباد عزای عمومی اعلام شده و خلوتی شهر و تصاویر شهید و پارچه های مشکی، این را به خوبی نشان می دهد. اما هر چقدر خیابان های شهر خلوت بود، نزدیک مسجد جامع نجف آباد شلوغ است، ماشین ها ذره ذره حرکت می کنند تا جایی که پلیس مسیرهای منتهی به مسجد را بسته و مردم پیاده سمت مسجد در حال حرکت هستند.  بالاخره به مسجد جامع می رسیم، جمعیت زیادی از مردم بیرون مسجد هستند و دکتر جلیلی به سختی و به کمک انتظامات مراسم وارد مسجد میشود. سردار جعفری فرمانده سپاه مشغول سخنرانی است و با اینکه مسئولین برنامه از دکتر جلیلی می خواهند تا در صف اول برنامه بنشیند، گوشه ای از مسجد دور از دوربین صدا و سیما می نشیند. خیلی از مردم باور نمی کنند بدون محافظ آمده است، کنارش می آیند و طبق معمول بازار سلفی گرفتنها داغ است… سخنان سردار جعفری که تمام می شود، سید رضا نریمانی بلند گو را به دست می گیرد و شعری درباره مدافعان حرم را زمزمه می کند، جمعیت همراهی می کند تا اینکه شعر معروفش درباره مدافعان حرم را می خواند و جمعیت به وجد می آید: «منم باید برم، آره برم سرم بره…»  حال و هوای مجلس حسابی عوض شده، پدر شهید احمدی روشن هم در جلسه حضور دارد و حسابی اشک می ریزد و شاید اوست که حال پدر محسن را بهتر از بقیه درک می کند، چون 6 سال زودتر داغ از دست دادن جوانش را تجربه کرده است… مجلس که تمام می شود، دکتر جلیلی راهی «درچه» می شود تا به منزل شهید دیگری از مدافعان حرم برود: «شهید جواد محمدی». پدر شهید با خونگرمی به استقبال دکتر جلیلی می آید و از حضور وی در منزل شهید تشکر می کند، دکتر هم به سیاق بسیاری از دیدارهای قبیلش با خانواده شهدا به پدر شهید می گوید: این کار نه تنها وظیفه که باعث افتخار و توفیق بنده است.  در ادامه پدر شهید توضیح می دهد که شهید متولد 1362 بود که دو ماه قبل در خرداد 96 در «حماه» سوریه به شهادت می رسد. در حین صحبتهای پدر، فاطمه دختر 4 ساله شهید با مقنعه صورتی و چادر نماز سفیدش یک لحظه وارد جمع می شود. نگاه  معصومش به خوبی مظلومیت نسلی که پدرانشان در دفاع از حرم اهل بیت برای همیشه آنها را ترک گفته اند نشان میدهد… کم کم نزدیک نماز ظهر و عصر  می شود و پس از اذان، نماز جماعت برقرار می شود. خانواده شهید خیلی اصرار دارند تا دکتر جلیلی نهار را هم میهمان آنها باشد اما به خاطر هماهنگی برنامه ها و وقت کم، دکتر با خانواده شهید خداحافظی می کند و راهی نجف آباد می شود؛ این بار به سوی منزل شهید «محسن حججی» هنوز وارد منزل شهید نشده ایم که پدر شهید به استقبال دکتر جلیلی می آید و سپس با مشایعت وی وارد منزل شهید می شویم. همسر و پدر همسر شهید نیز حضور دارند. دکتر جلیلی میگوید که شهادت محسن، حجت های زیادی را بر کسانی که در این باره تردید داشتند تمام کرد. پدر شهید حرف دکتر را تایید میکند و می گوید بخصوص که برخی در این اواخر حرفهای دیگری می زدند ولی خدا را شکر که خون محسن باعث شد خیلی ها از تردید خود در این مسیر برگردند.  دقایقی نگذشته که خبر میدهند کاروان خادمان حضرت معصومه سلام الله علیها برای اهدای پرچم مطهر حرم حضرت معصومه به همسر شهید حججی میخواهند وارد بیت شهید شوند. با ورودشان حال و هوای منزل شهید نیز حسابی عوض می شود، مداح همراه کاروان روضه حضرت علی اکبر علیه  السلام می خواند و در پایان هم پرچم حرم مطهر حضرت معصومه بین حاضرین در مجلس می چرخد و تقدیم همسر شهید می شود.  ساعت نزدیک 5 است که دکتر جلیلی با خانواده شهید خداحافظی می کند تا راهی تهران شود.  شاید کمی اغراق آمیز به نظر بیاید ولی بعد از ترک منزل شهید، انگار از زیارت یک «امامزاده» برگشته ایم. نمیدانم تاثیر روضه هایی است که در منزل شهید خوانده شده یا جایگاهی است که این شهید نزد خدا پیدا کرده؟! شاید هم هر دو…

نظرات بسته شده است.