صراحت لهجه؛ بهترین شیوه در خلق آثار تجسمی با موضوعات دینی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای مدافع حرم به نقل از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) عرصه هنرهای تجسمی به عنوان یکی از عرصه‌های پیشتاز هنری همواره واکنشی سریع نسبت به اتفاقات و وقایع اجتماعی، سیاسی و نظایر آن از خود نشان داده است کمااینکه در جریان رویدادهای غالباً تلخ که جهان اسلام این سالها دچار آن است نیز عرصه تجسمی و به ویژه هنر نقاشی نقش تعیین کننده‌ای در انتقال مفاهیم  و ماهیت اصلی  آنها داشته است؛ رویدادهای رخ داده‌ای همچون شهدای مدافع حرم، جنایات آل سعود در یمن، بی‌لیاقتی نظام حاکم وهابی در جریان به شهادت رسیدن جمعی از زائران خانه خدا در منا و… که این عرصه هنری نخستین بازتاب‌های هنری را در مواجهه با مخاطبان خود داشته و کارکرد مناسبی را با استفاده از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های خود در این زمینه به انجام رسانده است.

عرصه هنرهای تجسمی و به ویژه نقاشی چنین تأثیری را در مقاطع گوناگون انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نیز از خود به نمایش درآورده و لذا از آنجا که این روند مسبوق به سابقه است در نتیجه بیش از پیش از این  ساحت هنری انتظار می‌رود که در مقاطع حساس کنونی و در مناسبات و تهدیداتی که جهان اسلام را نوعاً به مخاطره انداخته است، نقش و رسالت خود را به احسن وجه ایفا نماید.

پیرامون این موضوع و تأثیراتی که پدید آمدن آثار هنری در عرصه تجسمی در راستای بیان موضوعی که اکنون جهان اسلام بدان مبتلا هست با غلامعلی طاهری؛ هنرمند پیشکسوت نقاشی و هنرهای تجسمی گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

ـ جسته و گریخته در سطح شهر و معابر با تابلوها و نقاشی‌هایی مواجهه هستیم که به بیان موضوعاتی همچون مبارزه با استکبار جهانی، ماجرای مدافعان حرم و مسائلی در مورد ماهیت پلید رژیم آل سعود و اسرائیل می‌پردازند، چنین پرداختی را اولاً چقدر مثمر ثمر می‌دانید و در ثانی این حجم آثار تولید و عرضه شده آیا کفایت می‌کند؟

از آنجا که شخصاً به عنوان نسل اول هنر انقلاب اسلامی محسوب می‌شوم و در جریان وقایع اوایل انقلاب، پیروزی شکوهمند آن و همچنین دوران هشت سال دفاع مقدس قرار داشتم، لذا تجربه به من ثابت کرده است که بازتاب عینی و مستقیم مسائلی که در هر برهه از زمان در منظر مخاطبان و مردم از حساسیت بالایی برخوردار است از دریچه پرداخت هنری و خلق آثار به ویژه در عرصه هنرهای تجسمی ، تأثیرات عمیق خود را بر روی مخاطب به جهت همراهی با جریانی و یا اعلام انزجار از رویدادی ضدبشری و غیراسلامی خواهد گذاشت، به شکلی که در دوران دفاع مقدس هنرمندان نقاش با خلق تابلوهای نقاشی با موضوع شهادت و مضامینی همچون ایثار و از خودگذشتگی تأثیر خوبی از خود در دل جامعه گذاشتند و نتیجه اینکه مخاطبان هدف در مواجهه با این آثار همدلی و پشتیبانی بیشتری به منظور مقابله و دفاع در برابر دشمن متجاوز از خود نشان می‌دادند.

اما در پاسخ به این پرسش که آیا این میزان آثار ارائه شده از نظر کمی جوابگوست باید بگویم که به نسبت دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس که با حجم عظیمی از آثار ارائه شده به شکل خودجوش از سوی هنرمندان مواجه بودیم، وضعیت کنونی و آثار تولیدی و ارائه شده با موضوعاتی که اکنون با آنها برخورد داریم درخور شأن چنین وقایعی نیست.

ـ اغلب آثار ارائه شده در قالب نقاشی، عکس با موضوعاتی که به آن اشاره شد و به ویژه شهدای مدافع حرم پرداختی مستقیم به موضوع مورد نظر دارند که گویا این احساس نیاز می‌شود که باید به اشکال دیگری همچون پرداختی سمبلیک و نمادین نیز به موضوع پرداخت، نظر شما در این مورد چیست؟

تجربه سالها کار هنری در زمینه نقاشی آن هم با موضوعات ارزشی و انقلابی به من این موضوع را به اثبات رسانده است که اتفاقاً باید در پرداختن به این مسائل صراحت لهجه داشت و پرداختی مستقیم و بی‌واسطه به موضوع را سرلوحه کار خود قرار داد.

شخصاً سال 61 و در جریان اجرای یک نقاشی دیوارنگاری در شرایطی که هنوز مبحث دیوارنگاری شهری چندن مرسوم نبود و در اجرای آن تجربه‌ای وجود نداشت، تابلویی را از تشییع پیکر یک شهید دفاع مقدس خلق کردم که هر چند پرداخت مستقیم به اصل واقعه تشییع داشت اما از زاویه‌ای متفاوت و رو به بالا به مسئله نگاه می‌کرد، تصویر دختر 4 ساله شهید که در کنار پیکر پدر شهیدش حاضر شده بود با پوششی کاملاً اسلامی، من در اجرای این تابلو علاوه بر اینکه مستقیماً به طرح موضوع پرداخته بودم اما زوایه‌ای که برای خلق این تابلوی نقاشی انتخاب کرده بودم ناخودآگاه در ذهن مخاطب مواجهه حضرت رقیه(س) را با سر مبارک پدرش امام حسین(ع) تداعی می‌کرد؛ همان زمان گروه بسیاری حتی از کارشناسان هنری و نقاشی موضع منفی نسبت به این تابلو گرفتند که نمایاندن چنین منظره‌ای موجب جریحه‌دار شدن جامعه می‌شود اما گذشت مرور زمان ثابت کرد که چنین پرداختی در آن شرایط بیشترین تأثیر را در تهییج و تحریک اذهان مردم در مواجهه با دشمن متجاوز بعثی دارد و مردم واکنش مثبتی نسبت به آن نشان دادند، نکته جالب توجه اینکه اکنون بعد از گذشت سال‌ها از آن جریان، در شرایطی که تابلوی نقاشی مذکور را مجدد در فضای مجازی به اشتراک گذاشتم باز با همان ابزار احساسات مردمی که اغلب مثبت است نیز مواجه شدم؛ با ذکر این مثال قصد دارم به این موضوع بپردازم که در شرایط کنونی و رویارویی جمعی از فرزندان جان بر کف این مرز و بوم در برابر گروه‌های تروریستی و تکفیری نیز همچنان ما همان شرایطی که در دفاع مقدس تجربه کردیم را سپری می‌کنیم و لذا بهترین شکل اجرای هنری در جهت تبلیغ فرهنگ ایثار، حماسه و شهادت به ویژه در عرصه هنرهای تجسمی و نقاشی پرداخت مستقیم است.

ـ این اتفاق یعنی پرداخت مستقیم با اصل واقعه را در مورد اخیر یعنی به شهادت رسیدن شهید مدافع حرم محسن حججی شاهد بودیم که اغلب آثار ارائه شده به موضوع اصلی و چهره آن شهید بزرگوار دقایقی پیش از شهادت می‌پردازند، از نظر شما این شکل پرداختن به موضوع براساس پاسخ شما به پرسش قبلی مثمر ثمر است؟

بله، منتها در پاسخ به پرسش قبل اگر دقت کرده باشید گفتم که به شرط پرداخت مستقیم به موضوع حتماً هنرمند نباید مواجهه‌ای تک‌بعدی و اصطلاحاً تخت به واقعه داشته باشد؛ اغلب آثاری که در معابر و مجامع عمومی با موضوع شهید حججی با آن برخورد داریم براساس تک‌فریمی است که از نمای روبرو شهید حججی را در حالیکه یک داعشی پشت او قرار دارد نشان می‌دهد، در حالیکه اقتضای خلاقیت هنری این است که این عکس را از مناظر و زوایای متنوع‌تری مورد مداقه قرار دهیم  و با استفاده از تخیل عناصر دیگری را به سوژه اضافه کنیم که علاوه بر نمایاندن صلابت و شکوهی که در چهره شهید حججی نمایان است، بر سبوعیت و ددمنشی هر چه بیشتر داعش صحه بگذارد.

شخصاً در مواجهه با این عکس منتشر شده از شهید حججی و همچنین مشاهده فیلم رقت‌بار شهادت ایشان سوژه‌های بکری که بتوان با دستمایه قرار دادن آن به نوعی جنایات داعش و گروه‌های تروریستی را افشا کرد، در ذهنم تداعی شد  کا امیدوارم بتوانم آنها را در قالب تابلوهایی تصویر کنم.    

 

نظرات بسته شده است.