۱۴ بار در جنگ تحمیلی شیمیایی شدم/ سیره زندگی شهید حججی باید الگوی نسل جوان قرار گیرد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهدای مدافع حرم به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سفیر تیران و کرون؛ دفاع مقدس واژه ای است که این روزها بیشتر بر زبان ها جاری می شود واژه ای که ما جوانان و نوجوانان نسل سوم و چهارم انقلاب فقط نام آن را شنیده ایم و از نزدیک صحنه های آن نبرد بزرگ را شاهد نبوده ایم. برای آشنایی بیش تر با آن سال های پر فراز و نشیب به پای صحبت محمد قدیری یکی از رزمندگان شهرستان در هشت سال جنگ تحمیلی نشسته ایم.

از چگونگی ورود به صحنه جنگ بگویید

دفاع مقدس و دوران جنگ تحمیلی حال و هوای خاصی را در شهر ایجاد کرده بود. یکی از دوستانم به نام محمدرضا اکبری که با یکدیگر دوره آموزشی را گذرانده بودیم در سال ۱۳۶۰ یک روز پس از اعزام به جبهه اسیر شد و من با شنیدم صدای او از رادیوی عراق عزم جدی برای حضور در جبهه حق علیه باطل پیدا کرده و اقدامات لازم برای اعزام را انجام دادم که پس از پیگیری های مکرر در اسفند سال ۱۳۶۰ در سن پانزده سالگی وارد جبهه جنگ شدم.

چند سال در جنگ تحمیلی شرکت داشته و در چه عملیات هایی حضور داشتید؟

بیش از ۷ سال در صحنه جنگ تحمیلی حضور داشتم و خیلی کم به مرخصی می آمدم. در عملیات های متعددی از جمله فتح المبین، بیت المقدس، طریق القدس، بدر، خیبر، محرم، والفجر ۸، کربلای ۱،۳،۴ و ۵، شرکت کردم.

در کدام قسمت بیشتر فعالیت داشتید؟

در سال ۱۳۶۲ پس از آموزش مقدماتی در شیراز به عنوان خط شکن یگان زرهی سپاه انتخاب شدم  و اکثر مواقع در عملیات های مختلف با تانک های زرهی در خط مقدم جنگ به دشمن حمله می کردیم که از دهانه خلیج فارس تا نفت شهر آذربایجان غربی در آخرین نقطه خط مرزی ایران با عراق به عنوان خط شکن فعالیت می کردم.

از وضعیت دوران جنگ تحمیلی برایمان بگویید.

صدام هنگام حمله به ایران دارای تجهیزات و امکانات و بودجه زیادی بود، با ۳۶ هزار میلیارد دلار ذخایر ارزی و مقدار زیادی حمایت از کشورهای دیگر وارد جنگ شد در حالی که ایران اسلامی فقط ۸ هزار میلیارد دلار ذخایر ارزی داشت. ۳۲ کشور به طور مستقیم عراق را حمایت می کردند و علاوه بر کمک های پولی و تجهیزاتی نیروهای مسلح خود را برای شکست دادن ایران اسلامی اعزام می کردند در صورتی که اکثر درجه داران ارتش ما پس از انقلاب از ایران رفته و فقط نیروهای انقلابی باقی مانده بودند.

عراق ۲۲۰ هزار نیروی زمینی، ۵ هزار نیروی دریایی، ۲۸ هزار نیروی دریایی، ۳۰۰ فروند هواپیمای جنگی پیشرفته، ۵ هزار دستگاه تانک، یک هزار و 500 قبضه توپ دوربرد و امکانات بسیار زیاد دیگری داشت و سربازان لشکر زرهی اهواز بدون هیچ امکاناتی در مقابل آنها بودند و ۵۰ تانک زرهی این ارتش در همان ۳ روز اول جنگ توسط دشمن منفجر شده بودند.

نیروهای رزمنده ایران اسلامی با توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع) و پیروری از ولایت با انگیزه بالایی وارد نبرد شده و در مقابل این امکانات بسیار زیاد دشمن به پیروزی می رسیدند.

در جنگ تحمیلی ۱۰ درصد جمعیت کشور ما از مردم طبقه پایین جامعه حضور داشتند که یک میلیون شهید، جانباز و آزاده از هشت سال دفاع مقدس هم از همین قشر هستند و قشر مرفه حضور چندانی در دفاع از کشور نداشتند. البته بانوان در جنگ تحمیلی اگر از مردها جلوتر نبودند عقب تر هم نبودند، حدود ۴۶۰ شهید خانم در جنگ تحمیلی تقدیم انقلاب شد و ۴ هزار خانم جانباز و آزاده در کشور داریم هم چنین پشتیبانی از جبهه های جنگ توسط خانم ها انجام می شد.

 چه مشکلاتی بواسطه حضور در جبهه جنگ برای شما بوجود آمده است؟

در جنگ تحمیلی هر کسی که در عملیات ها شرکت می کرد سالم بازنمی گشت چرا که حداقل موج توپ و تانک ها بر روی او اثر می گذاشت. کسانی هم که در توپخانه و زرهی کار می کردند بیش تر تحت تاثیر بودند.

بنده هم به دلیل کار در توپخانه و با تانک های زرهی در معرض موج  این ادوات قرار می گرفتم چرا که فعالیت بسیار زیادی در این بخش صورت می گرفت. دکتر های نظامی جهان می گویند هر روز باید ۷ گلوله با  هر تانک شکلیک شود در حالی که در عملیات والفجر ۸ در آزادی فاو از ساعت ۱۱ شب تا ۴ صبح بنده به تنهایی ۲ هزار گلوله شکلیک کردم  و این موج ها آثار اعصاب و روانی بر روی من گذاشته است.

هم چنین در طول ۷۸ روز تلاش مقاومت در فاو عراق در کارخانه نمک این شهر ۱۴ بار از عامل های مختلف شیمیایی شدم و گلوله های توپ در عملیات خیبر، بدر و کربلای ۱ مستقیم کنارم برخورد کرده و موج انفجار شدیدی گرفتم که در حال حاضر ۵۵ درصد جانبازی دارم.

 آیا از مناطق جنگی جنوب کشور بازدید می کنید؟

بله هر ساله به آن مناطق می روم و ۱۳ ساله گذشته به عنوان راوی دفاع مقدس به همراه دو نفر دیگر از شهرستان به بیان خاطرات دوران جنگ تحمیلی و رشادت های رزمندگان می پردازم.

تلخ ترین خاطره ای که هیچ گاه از ذهن شما نمی رود چیست؟

پیش از آغار عملیات آزاد سازی مهران یکی از دوستانم به نام محمدرضا براتی از شهر گلپایگان برای خواستگاری قصد بازگشت به شهر خود را داشت ولی به دلیل عملیات فرماندهان با مرخصی ها موافقت نمی کردند. من در خط مقدم با صحبت با فرمانده جنگ اجازه مرخصی محمدرضا را گرفتم ولی او بخاطر پیام امام برای آزادسازی مهران حاضر به بازگشت به عقب نشد.

پس از آزاد سازی مهران با تانک ها به سمت عراق حرکت می کردیم که با موشک تانک او را هدف گرفتند در آن هنگام دوستم شروع فریاد زدن کرد و نام مرا صدا می زد او مجروح شده بود و نمی توانست از تانک خارج شود من سینه خیز به طرف تانک او حرکت کردم که فرمانده از نزدیک شدن من به تانک جلوگیری کرد و تانک در همان حین منفجر شد.

تانک دو ساعت سوخت  و پس از ۴ ساعت که خنک شد توانستیم وارد تانک شویم. من در آنجا فقط توانستم کشکک سر زانوی راست، استخوان سر و ساعت او را جمع کنم که حتی دیگر وزن آن به ربع کیلو هم نمی رسید. این صحنه و صدای فریادهای دوستم و صدا زدن نام من هیچ گاه از ذهنم بیرون نمی رود چرا که نتوانستم برای نجات او کاری انجام دهم.

شیرین ترین خاطره شما چیست؟

مسئول تدارکات لشکر ۸ نجف اشرف به نام رضاقلی مرادی از لحاظ قیافه و طرز لباس پوشیدن مانند نیروهای عراقی بود. در عملیات کربلای ۵ مدتی طولانی به بچه های خط غذای گرم نرسیده بود و عراقی ها ماشین های حامل غذا را هدف قرار می دادند.

یک روز رضا قلی آبگوشت درست کرده و پس از دادن به نیروهای خود با یک ماشین عراقی به سمت خط حرکت کرده بود کمی عربی بلد بود و با رسیدن به عراقی ها به عربی با آنها صحبت کرده و آبگوشت برایشان گذاشته بود ولی فرمانده عراقی ها متوجه ایرانی بودن او شده و اسیرش کردند.

عراقی ها او را پیش از تحویل به عقب به شنی تانک می بندند شب راننده تانک بی خبر از این واقعه تانک را به جرکت در آورده رضا قلی که جلوی اکزوز تانک بسته شده بود ابتدا مقدار زیادی دود می خورد و در جلو عقب کردن های تانک هم چند دفعه پایین و بالا شده بود.

فردای آن روز ماشین عراقی برای تحویل او به عقب راه را اشتباه رفته و به سمت ایران می آیند و راننده عراقی در مقابله با ایرانی ها فرار می کند. بچه ها که رضا قلی را هم عراقی فرض کرده بودند، ماشین را به رگبار گرفته و تا توانستند شلیک کردند رضا قلی آنقدر داد و فریاد زده بود تا بچه ها متوجه ایرانی بودن او بشوند که از گلویش خون می آمد و بعد از بهبودی حالش از آن شب که به تانک بسته شده بود برای بچه ها گفت که این خاطره در ذهن من مانده است.

به نظر شما فرهنگ دفاع مقدس به نسل های جدید منتقل شده است؟

با وجود فعالیت های زیاد دشمن برای کمرنگ کردن دوران دفاع مقدس این فرهنگ اکنون در جامعه ما زنده است. ما از دشمنان بیرونی جز دشمنی انتظاری نداریم ولی کارشکنی افراد داخلی برای کمرنگ کردن فرهنگ ایثار و شهادت ما را زجر می دهد.

در چند ساله اخیر با تقدیم شهدای مدافع حرم در کشور سر و صدای آنچنانی ایجاد نمی شد ولی خداوند شهید حججی را شهید کرد که ما قدر شهدای مدافع حرم را بدانیم. رشادت و ایستادگی این شهید بزرگوار در همه جای کشور پیچید و همه نسل های جامعه از او صحبت می کنند.  براستی شهید حججی فرهنگ ایثار و شهادت را در نسل های مختلف جامعه از پیر و جوان فراگیر کرد.

رزمندگان با تمسک به سیره معصومان و بهره بری از فرهنگ عاشورایی به جایگاه های رفیعی رسیدند و اکنون هم باید از این سیره الگو گرفت.

جوانان امروزی ایران اسلامی با وجود آسیب های فضای مجازی با فرهنگ ایثار و شهادت خو گرفته اند و اگر قرار بر اعزام نیرو باشد افراد زیادی ثبت نام می کنند.

به نظر شما آیا تفاوتی بین شهدای مدافع حرم و شهدای و رزمندگان دوران  دفاع مقدس است؟

شهدا و رزمندگان دفاع مقدس در اوج مظلومیت و بدون هیچ امکانات و تجهیزاتی می جنگیدند و جز توسل و توکل به خداوند و ائمه اطهار سلاحی نداشتند که قطعا این دعا و تضرع ها به درگاه الهی کارساز بود و اگر این دعاها کمرنگ می شد قطعا موفقیت ها هم کم تر به وقع می پیوست. ولی اکنون شهدای مدافع حرم به لطف الهی هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای کشور با بهترین تجهیزات و امکانات روز می جنگند.

به نظر شما چرا شهید حججی تا این حد معروف شد؟

اخلاص و توکل و ولایت پذیری را می توان از جمله مهم ترین شاخص های این شهید برشمرد. ایشان همیشه از خدا می خواهند که مانند اربابمان حضرت سید الشهدا علیه السلام و شهدای کربلا شهید شوند و با ادب و تواضع خاص خود برای رسیدن به آرزویش دل پدر و مادر را به دست آورده و پای آن ها را می بوسد.

عشق این فرزند برومند انقلاب به همسر و فرزندش بی نظیر است. این شهید تمام سعی خود را برای خدمت به مردم و شهدا در اردوهای جهادی و راهیان نور و کارهای فرهنگی و … انجام داد و از همه زندگی خود برای دفاع از کشور گذشت. سیره زندگی شهید حججی باید الگوی جوانان و نوجوانان ما قرار گیرد چرا که ایشان حجتی از طرف خدا برای ما و ملت ما و حتی تمام جهان شد.

البته همه شهدای مدافع حرم جایگاه و ارزش والایی دارند چرا که در این برهه از زمان گذشت از زندگی و خانواده بسیار سخت است و این عزیزان با فداکاری خود در راه دفاع از اسلام و مسلمانان قدم برمی دارند.

مهم ترین کمبود در جامعه کنونی ما از نظر شما چیست؟

وحدت و هم دلی،  البته مردم جامعه در بین خود مشکلی ندارند و مسئولان باید دست از دعواهای سیاسی برداشته و کشور را برای رسیدن به آرمان های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بدون ایجاد مسائل حاشیه ای هدایت کنند.

نظرات بسته شده است.