اخلاقی،اخلاص

داستانک

دوزخ یعنی چه ؟

عارفی بود که شاگردان زیادی داشت و حتی مردم عام هم مرید او بودند و آوازه اش همه جا پیچیده بود .

روزی به آبادی دیگری رفت عابد به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود ، نانوا به او نان نداد و عابد رفت .

مردی که آنجا بود عابد را شناخت ، به نانوا گفت : این مرد را میشناسی ؟
گفت : نه !!! گفت : فلان عابدبود !!!
نانوا گفت : عه ، من از مریدان اویم …

دوید دنبالش و گفت : میخواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد .

نانوا گفت : اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم …

عابد قبول کرد . وقتی همه شام خوردند
نانوا گفت : سرورم دوزخ یعنی چه ؟
عابد گفت : دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بنده خدا ندادی ولی …

برای رضایت دل بنده خدا
یک آبادی را نان دادی …

ارسال یک پاسخ