انقلاب را شما به ما دادید، ما از شما چه می دانیم؟!

چه باید گفت، چه بایدنوشت که همه حرف‌ها و سخن‌ها، همه نوشته‌ها و دلنوشته‌ها حقیرتر از آن هستند که سرگذشت عاشقانه شما را توصیف کنند. آری این بغض‌های سنگین در برابر عظمت حماسه شما همچون کاهی در برابر کوه هستند، حماسه‌ای که آوازه خلقتش مرد و زن و پیر و جوان را مجذوب و حیران می‌کند.

این دیار فصل‌های خونین زیادی را پشت سر گذاشته، مادرانی را هنوز چشم به راه و پدرانی را پیر و شکسته کرده‌است، اما همچنان قوی و استوار برای اعتقاداتشان می‌جنگند و با صلابت سخنانشان روحیه حماسی را در دل‌ها دوچندان می‌کنند.

روزگارانی هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشک‏ها و دعاهایتان گره می‏خورد و شما ظلمت مخوف شب را با تکبیرهای فاتحانه‏تان درهم می‏ شکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از رویای شیرین کودکان می‏ کردید.

امروز ما مانده‏ ایم و یاد شما و بدا به حال ما، اگر یاد شما را زندگی ما قاب نگیرد. اینجا فراوانند داغ‏ های کمرشکن و زخم‏ هایی که شما مرهم شان هستید؛ شما را می‏گویم که نگاهتان رفت و در جهت قبله پروانه‏ ها خانه کرد.

باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث یاقوت سرخ خون‌های شما است، با دست‏های خداخواهی و با باور بی‏تردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم، باید الگویمان باشید و برایمان برادری کنید تا شایسته بندگی حق تعالی را دریابیم.

از غافله عشاق جامانده‌ایم

متولد سال ۴۴ بود. میگفت از همان نوجوانی و در بحبوحه دوران جنگ با عشق به اطاعت از ولی امر رهسپار جبهه حق علیه باطل شد، عزم راسخ و ایمان قوی این جوان او را شایسته حضور در جوار مردان خدا ساخت و همراه جهاد مخلصانه آنها شد.

بعد از چندین ماه از حضورش در خط مقدم عضو لشکر ۷ حضرت ولیعصر شد و پابه‌پای بزرگ‌مردان تاریخ به دفاع مقدس در برابر رژیم بعث عراق  پرداخت و پس از مجاهدت‌های زیاد جانباز شد و امانت‌دار این یادگاری دوران جنگ و یاد یاران باوفایش شد تا با روایت‌گری دِین خود را به آن دلیرمردان یکه‌تاز ادا کند.

ابراهیم ولایتی، خادم یادواره شهدا می‌گوید: ما مدیون خون شهدا هستیم و باید دین خود را به این خونین‌کفنان ادا کنیم، شیرمردانی که زیرپرچم جمهوری اسلامی ایران و با اطاعت از امر امام و اعتلای اندیشه‌های انقلابی ارزشمندترین دارایی خود و جان خود را در طبق اخلاص تقدیم راه و اندیشه امام و انقلاب کردند.

امروزه در نهایت تاسف و شرمساری، شاهد شبهه‌هایی هستیم که بر این عزیزان وارد می‌شود که چرا باید یک فرد فاقد حیات را زیارت کرد و به وی متوسل شد، درحالی که قرآن می‌فرماید: شهدا زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌خورند. این شهدای پاک‌طینت زنده‌اند و ناظر بر اعمال و رفتار و گفتار ما هستند.

این رزمنده جان بر کف از خاطرات مادر شهیدی می‌گوید که دل سنگ هم از شنیدن آن آب می‌شود: مادر شهید حججی در گفت‌وگویی با وزیر ارشاد می‌گوید که خیلی‌ها از شهیدم حاجت گرفتند و شبهه‌هایی هویدا می‌شود که مگر حججی امامزاده است؟!

اما این شبهه‌ها عمری ندارد و با لطف و مرحمت شهیدان به یکباره به فراسوی نابودی می‌شتابند و راه راست را بر مردم نمایان می‌کنند. حججی‌ها در میان ما هستند و با هر نشانه‌ای وجود خود را ناظر و حاضر اعلام می‌کنند، همچون شهید حججی که با ابراز ناراحتی خود از برخورد یک خادم با زائرین مقبره وی در رویا و خواب، چراغ هدایت را در دل آن خادم روشن کرد و باعث انقلاب روحی و درونی وی شد.
ما اگر به تاریخ جنگ ۸ ساله خود برگردیم، شهیدانی همچون شهید همدانی و شهید کاظمی را تقدیم کردیم، حتی در خارج از مرزهای کشور هم شیرمردانی همانند حججی‌ها و حاج‌قاسم‌ها بودند و این مسیر با وجود کارشکنی‌ها و دسیسه‌های دشمنان انقلاب هیچگاه منحرف نخواهد شد چون این راه با خون شهدا هدایت می‌شود.
این جانباز آزاده تحول سرسخت‌ترین افراد در ارتکاب انواع فسق و فجور در زیر سایه شهدا را خاطرنشان کرد که با قلبی آهنین صرفا در مراسم تشییع این بزرگواران شرکت کردند و منعطف‌تر از همیشه در برابر عظمت مقام و لطف شهدا دگرگون شده و اکنون با تولدی دوباره در طول حیات خود پای ثابت حضور در این مراسم‌ها شدند.

امروزه در سایه پیشرفت تکنولوژی می‌توان مسیر رشد و نمو نوجوانان را هموارتر کرد و از شکاف نسلی که در برابرمان قد علم کرده جلوگیری کرد، شناساندن و روایت‌گری دوران انقلاب و دفاع مقدس آنچنان ابهت و عظمت شگرفی دارد که دل و قلب مخاطب را ملایم و به دنبال خود بکشاند.

ولایتی در پایان گفت: باید با نسل جوان همراه شد و با درک موقعیت سنی مهم آن‌ها محتاط عمل کرد و با یاری‌جویی از شهدای گرانقدر مسیر راست و مورد رضایت باری تعالی را در برابر چشم آن‌ها جلوه داد.
ای عزیزان با آبرو شما گمنام نیستید، شما معروف تر از همه هستید این ما هستیم که در این دنیای فانی گم شده‌ایم، کمک مان کنید تا پیدا شویم، خود را بیابیم و حقیقت جان‌فشانی شما را درک کنیم.

ما آماده‌ایم تا نگاهمان را با نگاهتان گره بزنیم و نور دیده شما قلب و فکرمان را محبوس حقیقت وجودی شما کنیم، پس چشمان ظلمت‌زده ما را روشن کنید چرا که آماده‌ایم تا جا بر پای قدمهایتان بگذاریم.

انتهای پیام

ارسال یک پاسخ